هر چه گذشت بر کسی هر چه گذشته در بدر وای سزای ماو من نیست گذر ازاین خطر
بـــاغ ســتاره من طـلـب بهـر تو از خدا کنم گر چه نمانده لحظه ای از شب تازه ام اثر
گرچه نــشد که راه مــن بگذرد از کـنـار تو گـاه گهی نظـر کنم راه تـو را به یک نظـر
سخت به دوش می کشم خاطره گذشته را خم شده زیر بار آن از نـوک پای تـا کمـر
کار من و تو تا ابد دوستی است و عـافیـت گرچه تو ناله می کنی زین حرکات بی ثمر
کام خوشُ هوای خوش بهر تو من طلب کنم سال خوش آرزو کنم در شب روشن از قمر
طالع خـوش بـرای تو ، مـهر وصلاح یار تو مـهر و سـلامتی رسـد بـر تن تو ز پـا و سر
مجلس نوش کن بپا رقصُ خروش کن به پا شعله بزن به غصه ها شادبزی ازاین شرر
من همه دم به کُنج خود راحتم وبه خودخوشم
نـیـسـت خبـر از ایـن جهـت تا به تـولدی دگـر